close
تبلیغات در اینترنت

مشاوره تلفنی درمان بیماری ها متخصص گیاهان دارویی و طب سنتی حکیم محمد صدیقی

– 09120580638-02165114469–09155077358 – 

مشاوره طب سنتی انلاین در تلگرام

ایدی پاسخگو سوالات پزشکی  @Kh_sedighi
    کانال طب سنتی
https://telegram.me/atarishahjahan

و درمان تمام بیماری ها در طب سنتی و گیاهان داروی

مشاوره 09120580638 - 09155077358

از جمله درمان های:

جنسی+ چاقی و لاغری+دیابت+الزایمر+نازایی+سنگ کلیه+لک های صورت

+سردرد های شدید+دیسک کمر و رگ سیاتیک+پوکی استخوان+تقویت کننده اعصاب،آرام بخش،تقویت کننده قلب،ضدانگل قوی،تصفیه کننده خون.

و درمان معده+درمان تقویت حافظه+درمان یائسگی+درمان...

√ رفع سنگ کلیه.سنگ مثانه.سنگ کیسه صفرا
درمان عفونت و کیستها
√درمان سردرد های میگرنی و سینوزیتی
√درمان بیماری های قلبی و عروقی وتصلب شرائین و واریس
√ درمان آسم و تنگی نفس
√درمان گیاهی مغز و اعصاب و ضد افسردگی
√درمان بیماری پوستی و اگزما
√درمان درد مفاصل و استخوانی و عضلات
سیاتیک رفع ورم عضلات و نقرص 
√رفع بواسیر و شقاق مقعد،سندروم روده،رفع یبوست و اسهال
√رفع ورم معده و روده،ضد نفخ،درمان سوهاضمه و گوارش
√درمان کاهش چربی خون،کلسترول خون،قند خون(دیابت)،فشار خون
√جلوگیری از ریزش مو و تحریک رشد مو سر و ابرو
√رفع پلاک میکروبی دندان و ضد التهاب لثه و حفره دهان
√درمان بیماری های دستگاه تناسلی(نازایی.و قاعده اور)
و درمان پروستات 
√افزایش شیر مادر،تسکین درد های قاعدگی و انواع بیماری زنان
√برطرف‌کردن بوهای نامطبوع بدن
√تقویت نیرو جنسی و بازگشت نیروی جوانی
√برطرف کردن کم خونی

+دمنوش های مفید+عرقیات مفید+ و هر بیماری دیگری..

درمان با گیاهان دارویی و طب سنتی
حکیم محمد صدیقی
تهران و کرج حضوری میتونید تشریف بیارید وشعبه گیلان رو هماهنگ کنید
شهرستان ویزیت تلفنی و ارسال ازمایشات
در تلگرام واتس اپ و سروش
  09120580638-02165114469–09155077358  

پودر گیاهی مارایا تنگ کننده واژن

تنگ کننده واژن گیاهی

 

برای اطلاعات بیشتر در مورد ماریانا طریقه خرید مصرف روی عکس کلیک کن 

 

 

 

عکس روغن خراطین حجم دهنده طب سنتی 

روغن خراطین

روغن خراطین

روغن خراطین الت تناسلی

روغن خراطین برای اقایان

برای اطلاعات بیشتر در مورد روغن خراطین روعکس بالا کلیک کن

 
 
داستان های عاشقانه
loading...

انجمن عاشقانه و سرگرمی

داستان های عاشقانه

آخرین ارسال های انجمن

مژده


http://ashgh-man.rozblog.com/

    خدمتی دیگر از بزرگترین سایت عاشقانه

 

اتصال دامنه net. , info.  به سایت

ادرس جدید ماااااا 

http://ashgh-man.net.ms/

 

http://ashgh-man.rozblog.com/

 

حمایت از ما تنها با یک کیلک بروی بنر تبلیغاتی یا تبلیغات کنار صفحه از ما حمایت کنید

 مدیر فعال

جذب مدیر فعال

انجمن عاشقا در نظر دارد که از بین کاربران مدیران فعال را انتخاب کند

 


hamed بازدید : 196 شنبه 25 شهريور 1391 زمان : 16:47 نظرات ()

خنده تو

 

به چه میخندی تـــــــــو؟
به مفهوم غم انگیز جدایــــــــــی؟
به چه چیـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــز؟
به شکست دل من یا پیروزی خویــــــــــــــــش؟
به چه میخنـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــدی؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کــــــــــــــــــــــــ ـــــــــرد ؟
یا به افسونگری حرفهایت که مرا سوخت و خاکستر کــــــــــــــــــــــرد ؟
به دل سادهی من میخندی که دگرتا ابد نیز به فکر خود نیســــــــــــــــــــت ؟
خنده دار است بخنــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــد ...


hamed بازدید : 56 جمعه 29 آذر 1392 زمان : 19:13 نظرات ()

عادت

 


عادت ...!
چه طعم ِ تلخی دارد
وقتی آن را با عشق اشتباه بگیری .....!

 

عشق 

 


دیشب که باران آمد، میخواستم سراغت را بگیرم اما خوب میدانستم باز هم که پیدایت کنم،
باز زیر چتر دیگرانی

***

دلخــــور که میشَـوم ,

بغـض میــکنم می آیم پشـت صفحـه ی مانیتــورم کامنـت مینویسـم ُ صورتک میگــذارم صورتکی که میخنـدد و پشتـش قایم میشــوم

که فکـــر کنی میخنــدم و بخنـــدی...

اشکهایم میـــــــآیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم

***

نه اسمش عشق است؛ نه علاقه؛ نه حتی عـادت؛ حماقت محض است ! دلتنگِ کـسی باشی؛ که دلش با تـو نیست !!!

 

hamed بازدید : 53 سه شنبه 26 آذر 1392 زمان : 14:5 نظرات ()

دوست داشتن

برای خودت زندگی کن، کسی که ترا دوست داشته باشد، با تو میماند برای داشتنت می جنگد.... اما اگر دوست نداشته باشد، به بهانه می میرود...... قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن . از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من گذر کردم اشکهایی را بریز که من ریختم دردها و خوشیهای من را تجربه کن سالهایی را بگذران که من گذراندم... روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن همانطور که من انجام دادم ... بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی....
hamed بازدید : 44 یکشنبه 24 آذر 1392 زمان : 18:49 نظرات ()

کـــــــــــــــاش

 

قدیما گنجشک رنگ میکردن جای قناری میفروختن.



این روزا هوس رنگ میکنن جای عشق میفروشن

hamed بازدید : 57 جمعه 22 آذر 1392 زمان : 19:36 نظرات ()

تنهایی3

من اگر روح پریشان دارم من اگر غصه هزاران دارم گله از بازی دوران دارم دل گریان،لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم در غمستان نفسگیر، اگر نفسم میگیرد آرزو در دل من متولد نشده، می میرد یا اگر دست زمان درازای هر نفس جان مرا میگیرد دل گریان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم من اگر پشت خودم پنهانم من اگر خسته ترین انسانم به وفای همه بی ایمانم دل گریان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم
hamed بازدید : 43 سه شنبه 21 آبان 1392 زمان : 15:20 نظرات ()

hamed بازدید : 30 چهارشنبه 27 شهريور 1392 زمان : 19:27 نظرات ()


غَـــلَـــط کَـــرבه هَـــر کــــے گُـــفـــتــــﮧ

 

! مَـــכּ بَـــرآے تُـــو تَـــره هَـــم פֿـــورב نِـــمــیــکُـــنَـــم

 

.مَـــכּ  بَـــرآے تُـــو פֿـِــیـــلــــے چـــیــزهـــآ פֿـــورב مـــیـــکُـــنَـــــم

 

: مَـــثَـــلا

 

، בَنـــבפنــآت یــآ פَـــتــے قَـــلَــم پــآهــآت

 

. اَگــﮧ یــﮧ بــآر בیــگـــﮧ بــیــآے سَـــمــتَــم


hamed بازدید : 29 چهارشنبه 27 شهريور 1392 زمان : 19:27 نظرات ()

کـــــــــــــــاش

کـــــــــــــــاش منم مخـاطب خــــــــاص داشتم........
کــــــــــــاش منم مخاطـب خــــــــاص کسی بودم.........
تنهـایی یعنـی ایـن.............
hamed بازدید : 29 جمعه 14 تير 1392 زمان : 19:25 نظرات ()

روی صندلی نشسته ام وبه آدم هایی که با عجله از کنارم میگذرند مینگرم....غروب است....دلم گرفته....
کاپشنم را روی پایم میگذارم....اشکهایم از گونه هایم سر میخورند و روی کاپشنم میچکند
یک قطره....دو قطره.... سه قطره.....چهار قطره.....
به کاپشنم نگاه میکنم حالا سیلی از قطرات اشک روی کاپشن لیز میخورند و به زمین می افتند....چه تلخ است....دلم برای اشکهایم میسوزد...چشمانم را میبندم تا اشکهایم را نبینند اما صدای قطراتشان به گوشم میخورد....

 

حالا باید گوش هایم را نیز بگیرم!
دیگر نه چیزی میبینم و نه میشنوم...اشکهایم از فرصت استفاد میکنند و سریع و پشت هم می آیند
این ها را لمس میکنم.....گونه هایم لمس میکنند....داغی اشکهایم را میفهمم.....
نفس عمیقی میکشم و از جایم بلند میشوم....حالا اشکهایم زیر پاهایم له میشوند....صدای له شدنشان را میشنوم......

hamed بازدید : 39 سه شنبه 14 خرداد 1392 زمان : 19:27 نظرات ()

♥ دوستـــــــــــــــــــــ ــــ دارمـــــــــــــــــــــ ـــــــ ♥♥

دوستـــــــــــــــ دارم عشق منــــــــــــــــی ،همــــــــــــــــــــه کســـــــــــــــــــــــ ـم
♥♥ همـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــه کســـــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــم ♥♥
دوستـــــــــــــــ دارم با تــــــــــــــــو فقـــــــــــط هــــــــــــم نفســــــــــــــــــــــ ــــم
♥♥ هــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــم نفســــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــم ♥♥

می تونم تو دل تو پا نزارم
  نمی تونم دلو پیشت جا نزارم
 نمی تونم ، طاقت دوری ندارم
  وقتی میری احساس خوبی ندارم
  من نمی تونم بی تو بمونم
  بی تو میمیرم
  بی تو دلگیرم
  بی تو نمی شه میمیره قلبم
  با تو خوش حالم
  بی تو دلتنگم
  عشقت برای قلبم تسکینه
  با تو خوشحاله
بی تو غمگینه
  با تو آرومم
  عشقت دنیامه
  دیدارت هرشب خواب و رویامه

hamed بازدید : 32 سه شنبه 14 خرداد 1392 زمان : 18:44 نظرات ()

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر
وای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیر
خسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته ام
در حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره ام
همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پر از اشک شده و عین خیالم نیست ، عادت کرده ام دیگر….
عادت کرده ام از همنیشینی با غمها ، کسی دلسوز من نیست
قلبم رنگ تنهایی به خودش گرفته ، دیگر کسی به سراغ من نمی آید، تمام فضای قلبم را تنهایی پر کرده ، دیگر در قلبم جای کسی نیست
هر چه اشک میریزم خالی نمیشوم ، هر چه خودم را به این در و آن در میزنم آرام نمیشوم ، کسی نیست تا شادم کند ، کسی نیست تا مرا از این زندان غم رها کند
دلم گرفته ….
خیلی دلم گرفته….
انگار عمریست آسمان ابریست و باران نمیبارد…
انگار این بغض لعنتی نمیخواهد بشکند…
وای از دست چشمهایم ، وای از دست اشکهایم…
آرزو به دل مانده ام ، کسی در پی من نیست و خیلی وقت است تنها مانده ام
نمیگویم از تنهایی خویش تا کسی دلش به حالم بسوزد ، نمیگویم از غمهای خویش تا کسی دلش به درد آید
من که میدانم کسی نمینشیند به پای درد دلهایم ، اینک دارم با خودم درد دل میکنم…
دلم گرفته ، رنگ و رویی ندارد برایم این لحظه ها ، حس خوبی ندارم به این ثانیه ها
میدانم کسی نمیخواند غمهایم را ، میدانم کسی نمیشنود حرفهایم را ، حتی اگر فریاد هم بزنم کسی نگاه نمیکند دیوانه ای مثل من را….
میدانم کسی در فکر من نیست ، تنها هستم و کسی یار و همدمم نیست ، میمانم با همین تنهایی و تنها میمیرم، تا ابد همین دستهای غم را میگیرم

 

hamed بازدید : 45 سه شنبه 14 خرداد 1392 زمان : 18:26 نظرات ()

زیباترین قلب

  عشق من
روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد.
جمعيت زياد جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستی زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت.
ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست. مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام مي‌تپيد اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب او برداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستی جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين  گوشه‌هايی دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند كه چطور او ادعا مي‌كند كه زيباترين قلب را دارد؟
مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است .
پير مرد گفت: درست است. قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده‌ام،  من بخشي از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي بخشيده شده قرار داده‌ام؛ اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها  بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام اما آنها چيزی از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام. اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌ای كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند، پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست؟
مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير مي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌ای بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشه‌اي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .
مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود...

hamed بازدید : 41 شنبه 11 خرداد 1392 زمان : 17:16 نظرات ()

عشق..

عشق

عشق ؛چه زیبا بود اگر با تو بود.

عشق ؛چه زیبا بود اگر فقط یکبار، فقط یکبار در چشمانت نشانی از آن می دیدم.

عشق ؛چه زیبا بود اگر تنها قلبت برای من میتپید.

عشق ؛چه زیبا بود اگر دستانت گرمی میداد به دستانم.

عشق ؛چه زیبا بود اگر طنین صدای زیبایت در گوشم یک بار دیگر می پیچید.

عشق ؛چه زیبا بود اگر مثل قدیم یک بار به لبانت دوستت دارم را می آوردی.

عشق ؛چه زیبا بود اگر من را لایق دیدن چشمانت میدانستی.

عشق ؛چه زیبا بود اگر فقط من بودم و تو بودی و دیگر خدا

hamed بازدید : 36 دوشنبه 23 بهمن 1391 زمان : 18:2 نظرات ()

110

 

دلتنگ می شوم به هر چه نیست
چه خوب می شد
نبود هر چه که هست
بود هر چه که نیست
دلتنگی هایم را جایی، جا گذاشته ام
کجا؟ نمی دانم
فقط دلم دل دل می کند
خسته ست و افسرده
این روزها …. بی خیال
فقط سرم درد می کند … نشانه چیست ؟ مرگ
دوباره چسب خورده ترین قسمت سینه ام می شکند
جایی که تمام ساعت های سکوت سعی به جمع کردن آن داشته ام
تب می کند نگاه … می سوزد این دلم
قلبم چه بی کس است
دنیا
همین بس است

hamed بازدید : 35 شنبه 23 دي 1391 زمان : 18:6 نظرات ()

❤گفتم:میری؟
گفت❤:آره
گفتم:منم❤ بیام؟
گفت:جایی که من میرم ❤جای 2 نفره نه❤ 3 نفر
گفتم:برمی گردی؟
فقط خندید.❤....
اشک❤ توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین❤ انداختم
دستشو زیر چونم گذاشت❤ و سرمو بالا آورد
گفت❤:میری؟
گفتم:آره
گفت:❤منم بیام؟
گفتم:جایی که من میرم جای❤ 1 نفره نه 2 نفر
گفت❤:برمی گردی؟
گفتم:جایی که میرم راه برگشت❤ نداره
من رفتم❤ اونم رفت
ولی
اون❤ مدتهاست که❤ برگشته
وبا ❤اشک چشماش
خاک مزارمو❤ شستشو میده .

11

hamed بازدید : 41 شنبه 23 دي 1391 زمان : 18:2 نظرات ()

هنوز صدای قدم هایت را پشت سرم می شنوم
که همچون غریبه ای مرا بی تفاوت دنبال می کنی
ومن این چنین پیش خود می پندارم که هنوز …
با گام هایت مسیرمرا دنبال می کنی ولی افسوس …
مرگ بر دوراهی ها ، لعنت بر هرچه بیراهه است
آری به اولین دوراهی که رسیدیم دیگر صدای قدم هایت نیامد
تو رفته بودی همه گفتند که تو عابری بیش نبودی …
ولی من میگویم دوراهی ها تورا ازمن ربودند
لعنت بر دوراهی ها …عشققققققققققققققققققققققققققق

 

hamed بازدید : 39 شنبه 23 دي 1391 زمان : 17:56 نظرات ()

در زندگی سه چیز آموختم

                         

   از عشق رسوایی

                                        

    از دوست بی وفایی

                                                                    

  از شب تنهایی

 

عاشقانه

hamed بازدید : 42 شنبه 23 دي 1391 زمان : 17:27 نظرات ()

شعرهای عاشقانه

برایت آسمانی خواهم کشید پر از ستاره های همیشه نورانی تو در کنار من روی ابرها من غرق آنهمه مهربانی وقتی تو نیستی ، نگاهم حوصله نمی کند پایش را از چشمم بیرون بگذارد. . . ! چقــدر باید بگذرد؟؟ تا مـن در مـرور خـاطراتم وقتی از کنار تــو رد می شوم. تنـــم نلــرزد….. بغضــم نگیــرد…..
hamed بازدید : 38 شنبه 23 دي 1391 زمان : 16:58 نظرات ()

(¯`♥´¯)کمکــــم کن خدا مردم از تنهــــــــــایی(¯`♥´¯)

قلبم خسته است...خسته....خدایا.... میتوان این قلب زخم خورده را وصله کرد ؟؟ آن وقت چه کنم ؟ خدایا...! آخر مگر تا کی ؟ کجا.... روزی میرسد که دیگر وصله ای بر آن نتوان کرد....
hamed بازدید : 53 شنبه 09 دي 1391 زمان : 14:34 نظرات ()

عشق

اگر کسے را دوسـ♥ــت داشته باشے ،نمي تونے توے چشـ ـم هاے اوטּ زل بزنے... نمي تونے دوريش را تحملـ کنے... نمي تـ ـونے بهش بگے کـﮧ چـقدر دوسـ♥ـتش دارے... نمي تونے بهـ ـش بگے چقدر بِهـش نياز دارے ... واسـﮧ همينـﮧ کـﮧ عاشـ ـق ها ديووونـﮧ ميشـטּ

 

hamed بازدید : 32 پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 17:9 نظرات ()

تو نگرانم نشو !

امشب همه چیز رو به راه است همه چیز ارام ارام است باورت می شود.... دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یک آرامبخش " تو نگرانم نشو ! همه چیز را یاد گرفته ام ! راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ا م ! یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم ! یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم ! تو نگرانم نشو !! همه چیز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی ! یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و بی یاد تو ! تو نگرانم نشو ! همه چیز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام که بی تو بخندم..... یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....! یاد گرفته ام که دیگر عاشق نشوم ! یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم.... و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم ! اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ... " که چگونه.....! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ... این را هم روزی یاد خواهم گرفت " فراموش کردنت را هم روزی یاد میگیریم تو نگرانم نشو !! روزی یاد خواهــم گرفت..

 


hamed بازدید : 45 پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 16:49 نظرات ()

just 4 U

دل نوشته آرام باش ما هميشه ماله هميم هميشه عاشق و يار هميم آرام باش عشق من

تو تا ابد در قلب مني تو همه وجود مني بيا در اغوشم جايي را كه هميشه ارزويش را

داشتي جايي را كه هميشه برايت سرچشمه ارامش است

اغوشم را باز كرده ام برايت تشنه ام براي بوسيدم لبهايت بگذار لبهايت را به روي لبهايم

حرفي نميزنيم تا سكوت باشد بين من وتو وقلب مهربانت

خيره به چشمهاي تو پلك نميزنيم تا لحظه اي از دست نرودتصوير نگاه زيباي تو

دستم درون دستانت يك لحظه رها نميشودتا نرود حتي يك ذره از گرماي دست تو

محكم فشرده ام تو را دراغوش ارزو ميكنم مرگم همينجا باشدهمين اغوش مهربانت

چه گرمايي دارد تنت عشق من رها نميكنم توراتا هميشه باشي در كنار من

قلب تو ميتپد وقلبم با تپشهاي قلب تو شاد است وبا هر تپش فرياد عشق وپراز نياز است

ارامم ميدانم اينك كجاهستم همانجايي را كه هميشه آرزويش را داشتم همانجايي

را كه انتظارش را ميكشم وهر زمان خوابش را ميبينم ان خواب برايم يك روياي شيرين بود

گرماي هوس نيست اين آتش خاموش نشدني آغوش پاكت عشق است كه اينكه من وتو را

اين حال وروز انداخته است

عشق است كه اينك ما را به عالمي دگر برده كه من وتو را هيچ گاه نميتواند از هم جدا كند

عشق واقعي هيچ وقت نميميرد اين هوس است كه كمتر وكمتر ميشودواز بين ميرود

عشق خام وناقص ميگه:دوستت دارم چون بهت نياز دارم سرنوشت تعيين ميكنه كه چه

شخصي تو زندگيت وارد بشه اما قلب حكم ميكنه كه چه شخصي در قلب تو باشه

hamed بازدید : 41 پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 11:24 نظرات ()

▲ زیـــر ســــیــــگـــاری ! ▲

ماشینم بوی سیگار می دهد تنم لباسم دفتر کارم حتی قهوه های دو نفره ی فرانسوی هم بوی سیگار می دهد از زمستان 2 سال پیش تمام لحظه های من که بوی تو را می داد... فقط بوی سیگار می دهد...! سیگارو بخاطر تو ترک نمی کنم مشروبو با گفتن تو ترک نمی کنم وقتی تو با من بودی اینها با من بودند حالا که نیستی هم اینها با منند وفاداری کدامتان بیشتر است؟! جوابی نداری...
hamed بازدید : 50 چهارشنبه 15 آذر 1391 زمان : 18:6 نظرات ()

دل نوشته های من

ای آخرین بهانه در گریه شبانه غلطیده همچو شبنم

در بستر ترانه تو رمز عشق نابی در بتن هر جوانه ای

در نگاه گرمت فریاد عاشقانه می خواهمت

میخواهمت زهری اگر دردی اگر سر تا بپا در آتشم کوه یخی سردی

اگر می خواهمت میخواهمت زهری اگر دردی اگر سر تا بپا در آتشم کوه یخی سردی

اگر ای خود پرست مغلوب تندیس عشق من باش

ای با من و زمن دور خورشید شب شکن باش بگذار تا که از عشق با تو نفس بگیرم

یا آنکه پیش چشمات از عشق تو بمیرم

می خواهمت میخواهمت زهری اگر دردی اگر سر تا بپا در آتشم کوه یخی سردی

اگر می خواهمت میخواهمت زهری اگر دردی اگر سر تا بپا در آتشم کوه یخی سردی

اگر تو آینه نگاهت تصویر عشقت بگذار شاید مرا ببینی در قاب روی دیوار

بگذار تا که از عشق با تو نفس بگیرم یا آنکه پیش چشمات از عشق تو بمیرم

می خواهمت میخواهمت زهری اگر دردی اگر سر تا بپا در آتشم کوه یخی سردی

اگر می خواهمت میخواهمت زهری اگر دردی اگر سر تا بپا در آتشم کوه یخی سردی

اگر

hamed بازدید : 43 پنجشنبه 02 آذر 1391 زمان : 13:56 نظرات ()

فال

يک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند جلوی ویترین یک مغازه می ایستند دختر:وای چه پالتوی زیبایی پسر: عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری؟ وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومده پسر: ببخشید قیمت این پالتو چنده؟ فروشنده:360 هزار تومان پسر: باشه میخرمش دختر:آروم میگه ولی تو اینهمه پول رو از کجا میاری؟ پسر:پس اندازه 1ساله ام هست نگران نباش چشمان دختر از شدت خوشحالی برق میزند دختر:ولی تو خیلی برای جمع آوری این پول زحمت کشیدی میخواستی گیتار مورد علاقه ات رو بخری پسر جوان رو به دختر بر میگرده و میگه: مهم نیست عزیزم مهم اینکه با این هدیه تو را خوشحال میکنم برای خرید گیتار میتونم 1سال دیگه صبر کنم بعد از خرید پالتو هردو روانه پارک شدن پسر:عزیزم من رو دوست داری؟ دختر: آره پسر: چقدر؟ دختر: خیلی پسر: یعنی به غیر از من هیچکس رو دوست نداری و نداشتی؟ دختر: خوب معلومه نه یک فالگیر به آنها نزدیک میشود رو به دختر میکند و میگویید بیا فالت رو بگیرم دست دختر را میگیرد فالگیر: بختت بلنده دختر زندگی خوبی داری و آینده ای درخشان عاشقی عاشق چشمان پسر جوان از شدت خوشحالی برق میزند فالگیر: عاشق یک پسر جوان یک پسر قدبلند با موهای مشکی و چشمان آبی دختر ناگهان دست و پایش را گم میکند پسر وا میرود دختر دستهایش را از دستهای فالگیر بیرون میکشد چشمان پسر پر از اشک میشود رو به دختر می ایستدو میگویید : او را میشناسم همین حالا از او یک پالتو خریدیم دختر سرش را پایین می اندازد پسر: تو اون پالتو را نمیخواستی فقط میخواستی او را ببینی ما هر روز از آن مغازه عبور میکردیم و همیشه تو از آنجا چیزی میخواستی چقدر ساده بودم نفهمیدم چرا با من اینکارو کردی چرا؟ دختر آروم از کنارش عبور کرد او حتی پالتو مورد علاقه اش را با خود نبرد
hamed بازدید : 55 چهارشنبه 10 آبان 1391 زمان : 18:45 نظرات ()

اس ام اس های عاشقانه

دیوانه نیستم ! فقط ، فقط طوری “خاص” که دیگران نمیتوانند ، تو را “دوست” دارم . . .

چه باشه چه نباشه ، محبت سر جاشه / چه داری چه نداری ، تو عزیز روزگاری . . . . . .

برای پیش تو بودن “بلیط” لازم نیست مرور قصه ی دل کافی ست . . . . . .

درست زمانی که سرت جای دیگری گرم است ؛ دل من همینجا یخ میزند ! چه فاصله زیادی است از سر تو تا دل من . . . . . .

خاطره ها را رشوه میدهم به روزهایم تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید ! . . .

خدایا این “قسمت” رو کجا فرستادی که هر وقت نوبت من میشه ، میگن “نیست” ؟ . . .

نمیپرسی تو حالی از دل غمگین و بیمارم / ولی من هر کجا باشم ، خیالت را به سر دارم . . . .

از لحظه ای که چشم باز میکنم کار شروع میشود نظارت و برسی کیفیت تک تک اعضای بدن قلب … چشم … گوش … مبادا ذره ای از عاشق تو بودن منحرف شده باشند . . . ! . . .

همه دردم این بود عشقش بودم وقتایی که عشقش نبود . . . ! . . .

سهم “من” از “تو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند ! . . .

نزدیکی در فاصله نیست ، در اندیشه است و تو اکنون مهمان اندیشه ی منی . . . . . .

یوسف و زلیخا را بی خیال ! من در آغوش همین پیراهن یادگاری هزار سال جوان تر میشوم . . . !

hamed بازدید : 67 پنجشنبه 04 آبان 1391 زمان : 21:16 نظرات ()

عشقققققققققققق


حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست


آه از این درد که جز مرگ ِ من اش درمان نیست


این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم


که بلاهای وصال ِ تو کم از هجران نیست


آنچنان سوخته این خاک ِ بلا کش که دگر


انتظار ِ مددی از کرم ِ باران نیست


به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت


آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست


این چه تیغ است که در هر رگ ِ من زخمی از اوست


گر بگویم که تو در خون ِ منی ، بهتان نیست


رنج ِ دیرینه ی انسان به مداوا نرسید


علت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست


صبر بر داغ ِ دل ِ سوخته باید چون شمع


لایق ِ صحبت ِ بزم ِ تو شدن آسان نیست


تب و تاب ِ غم ِ عشق ات ، دل ِ دریا طلبد


هر تــُنـُـک حوصله را طاقت ِ این توفان نیست


سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز


ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

hamed بازدید : 76 سه شنبه 02 آبان 1391 زمان : 22:21 نظرات ()

دل نوشته های من

 

 

روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت
و من در پس این پرده هنوزم از دنیا گریزانم
روزگارم را چه بگویم که زندگی را بر من تباه کرد
سیاه کرد
فنا کرد
آرزوهایم را چه کنم که فراموشی را باید ستایش کنم
تا آنها را از من بگیرد و با خود ببرد
تا شاید دیگر یادم نباشد که آرزویی داشتم
و یا شاید بهترباشد درصندوقچه های فولادی قلبهای از یاد رفته بگذارم
و به آنها بسپارم که رهایش نکنند
حرفهای زیادی در دل دارم
اشکهای فراوانی بر این چشمان غم زده دارم
نمیدانم که از چه بگویم و از کجا بگویم
اما ازهر کجا که باشد
خیالی نیست
که باید بگویم
شاید مجالی باشد برای تسکین این دردهایم
بر من خورده نگیرید که چرا نیستم و کم پیدا شده ام
یا كه هستم و دو تا شدم
یا كه چرا قلبی رو تسخیر كرده ام ولی اكنون جدایم از او
دردها را بجویید و ازآنها پرسش کنید که چرا من را اینهمه دوست میدارند
شاید که پاسخی بگیرید شما و این تن رنجور مرا رها کنید از بند
آری من روزگارم بد نیست ولی
نمی دانم خوب چیست !
قلبی دارم كه می خواهد بنویسد
نه برای او ، برای خودم
برای دل خودم
من سربازی برای دل خودم هستم
اگرچه نامم ساراست ولی
همچون لیلی می نویسم
زنده ام چون خدایم خواست كه باشم
به یادگار برای كسی كه نه !
برای به یادگار ماندن برای روزهای نیامده ی فردا می نویسم
تا یادم نرود آنچه كه بودم
چیزی نیست جز دل نوشته های من

hamed بازدید : 64 یکشنبه 30 مهر 1391 زمان : 18:0 نظرات ()

یه روز

http://ashgh-man.rozblog.com/

یه روز بهم گفت: «می خوام باهات دوست باشم؛آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه بهم گفت: «می خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه گفت: «می خوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه
بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز تو نامه ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم آخه می دونی؟من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم وزیرش نوشتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:
«من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه
(من هنوز هم خیلی تنهام)

hamed بازدید : 57 شنبه 29 مهر 1391 زمان : 18:23 نظرات ()

درد دل یه عاشق

چرا هر وقت دل من ميگيره هوا بارون ميباره؟
هه!
زندگيه ديگه!
خوب و بد زياد داره
زشت و زيبا زياد داره
دلم بدجور گرفته
يه بغض گنده تو گلومه نميذاره حرف بزنم
به دمر رو تختمم
مامان مياد صدام ميکنه
واسه ناهار
:پریا ناهار
سرم و تکون میدم ینی نمیخورم!
بضغ گلوم و گرفته نميتونم حرف بزنم!
نميخوام گريه کنم!
نميخوام انقد ضعيف باشم!
جواب نميدم!
فک ميکنه خوابم
پا ميشم شاهين نجفي پلي ميکنم!
نگاه ميکنم از غم به غم که بيشتر است!
به خيسي چمداني که عازم از سفر است
من از نگاه کلاغي که رفت فهميدم
که سرنوشت باغ من تبر است
هميشه ارومم ميکنه
هستن کسايي که بايد ارومم کنن و نميکنن!
ميرم رو پنجره اتاقم ميشينم!
داره بارون ميباره
قطره هاي بارون ميخوره به پاهام
يهو اشکمم با بارون مياد پايين
صداي زنگ اس ام اس!
محداده!
هه!
نوشته :پدرم با خنده گفت!
گوشي و پرت کردم تو ديوار!
دل و قلوش ريخت بيرون!
بدجور احساس تنهايي ميکنم
دلم سرسيدم و ميخواد هي ي ي ي ي ي ي ي ي
گوشي خونه زنگ ميخوره!
نغمه!
جواب ميدم
:جانم؟
پريا؟چي شده؟صدات گرفته
:نه!
:با محداد دعوا کردي؟
:نه نغمه خوبم!
:اره جون عمت!
صدبار گفتم علي و از دست نده يه بله بگو خودتو خلاص...
قطع کردم گوشي و!
يه اهنگ هست
تکست ش و مينويسم!

کار عشق تو بود
اگه موندم تک و تنها زير طاق کبود
کار عشق تو بود
از اون عشق و گريه ي من حالا اما چه سود؟
بردي از ياد دل مارو
خيلي اسون و زود
حالا چي ميگي تو؟
چرا راحت نميذاري منو تنهاييم و
حالا چي ميگي تو؟
يادت رفته که ميگفتي با من عاشق نشو
ديگه ديره
واسه موندن
تو نمون و برو
نه نه
چرا نموندي پيشم؟
نه نه
منو زدي اتيشم
ديگه ديره عشق من...
ديگه عاشق نميشم...
کار عشق تو بود
که من تو زندگي تنها ام
ديگه خيلي بد حالم
توي دلم غم دارم
اين دل خستم
دستاي بستم
ديگه تورو کم دارم
چرا نيستي تو کنارم
من به ياد تو ميبارم
پيش خودم فکر ميکنم
ايا هستي تو به يادم؟
من که دل و به تو دادم
تا که باشي تو کنارم
اما اين بخت لعنتي
دوباره نبودش يارم
تو رفتي حالا ديگه چه سرد و تاريکه
راه دراز عشقت و تا انتها رفتم
ميشه بگي چرا بوده تنهايي سهمم؟
تو که گفتي دوسم داري
قول دادي از پيشم نري
بگو چي شد که يه دفه رفتي و اتيشم زدي
رفتي و با رفتنت ... يهو تنها شده
ديگه هرشب غصه ي من مث شب يلدا شده
کار شب و روزم شده شمارش ثانيه ها
لحظه به لحظه زندگيم شده تاريک و تيره و تار

hamed بازدید : 74 پنجشنبه 27 مهر 1391 زمان : 14:35 نظرات ()

یه شعر از فروغ فرخزاد که خیلی دوست داشتنیه!!

http://ashgh-man.rozblog.com/

رویا

با امیدی گرم و شادی بخش
با نگاهی مست و رویایی
دخترک افسانه می خواند
نیمه شب در کنج تنهایی

بی گمان روزی ز راهی دورمی رسد شهزاده ای مغرور
می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر
ضربه سُم سُتور بادپیمایش
می درخشد شعله خورشید
برفراز تاج زیبایش

تار و پود جامه اش از زر
سینه اش پنهان به زیر رشته هایی ار دُر و گوهر
می کشاند هر زمان همراه خود سویی
باد...پرهای کلاهش را
یا بر آن پیشانی روشن
حلقه موی سیاهش را

مردمان در گوش هم اهسته می گویند:
آه...او با این غرور و شوکت و نیرو
در جهان یکتاست
بی گمان شهزاده ای والاست

دختران سرمی کشند از پشت روزنها
گونه هاشان آتشین از شرم این دیدار
سینه ها لرزان و پرغوغا
در تپش از شوق یک پندار:
شاید او خواهان من باشد!
لیک گویی دیده شهزاده ریبا
دیده مشتاق آنان را نمی بیند
او از این گلزار عطرآگین
برگ سبزی هم نمی چیند
همچنان آرام و بی تشویش
می رود شادان به راه خویش
می حورد بر سنگفرش کوچه های شهر
ضربه سُم سُتور بادپیمایش
مقصد او....خانه دلدار زیبایش
مردمان از یکدگر آهسته می پرسند:
کیست پس این دختر خوشبخت؟

ناگهان در خانه می پیچد صدای در
سوی در گویی زشادی می گشایم پر
اوست...آری ...اوست
آه، ای شهزاده، ای محبوب رویایی
نیمه شبها خواب می دیدم که می آیی
زیر لب چون کودکی آهسته می خندد
با نگاهی گرم و شوق آلود
برنگاهم راه می بندد
: ای دوچشمانت رهی روشن بسوی شهرزیبایی
ای نگاهت باده ای در جام مینایی
آه، بشتاب ای لبت همرنگ خون لاله خوشرنگ صحرایی
ره بسی دور است
لیک در پایان این ره....قصر پر نور است!

می نهم پا در رکاب مرکبش خاموش
می خزم در سایه آن سینه و آغوش
می شوم مدهوش
باز هم آرام و بی تشویش
می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر
ضربه سم ستور باد پیمایش
می درخشد شعله خورشید
برفراز تاج زیبایش

می کشم همراه او زین شهر غمگین رخت
مردمان با دیده حیران
زیر لب آهسته می گویند:
دخترِ خوشبخت!.........

hamed بازدید : 63 سه شنبه 25 مهر 1391 زمان : 13:50 نظرات ()

فقط خدا میداند

http://ashgh-man.rozblog.com/
آه که فقط خدا میداند

آری فقط و فقط خدا میداند
که دیگر تورا دوست ندارم

اگر بدانی که نمی دانی
و بازهم خدا و فقط خداست که می داند
که تو را دوست ندارم

که دوست داشتن
مرتبه پستی است برای تورا داشتن

تورا باید پرستید
تورا باید هر روز بویید و بوسید

آری اگر بگویم که تورا دوست دارم
حرفی به گزاف زده ام
چون من میپرستم تو را

دیوانه تو، تنها دیوانه توست
و معنی دوست داشتن را نمی فهمد

تنها میداند
که مهلت دوست داشتن تو
دیر هنگامی است که به پایان رسیده است
و اکنون نوبت دیوانگی و جنون از عشق توست
و دیری نپاید که خود را قربانی وجود نازنینت سازد

پس ای ابراهیم عشق من
به فرمان خدای خویش عمل کن
و لحظه ای در قربان نمودن مجنون خویش درنگ روا مدار
وبنگر که چگونه گلو به تیغ عشقت می فشارم

آری

ببُر و ببین که چگونه کلامی ازمن برنخواهد شد
ببین که خون من نیز، تورا می پوید
و بنگر که در لحظه جان دادن نیز نام تورا بر زبان دارم

حال ای ابراهیم عشق
حال که خدای عشقت تورا از ذبح من برحذر داشت
و خلوص تو را پذیرفت
بر من بنگر که چه ملتمسانه و چونان نیازمندان
به دامانت چنگ زده ام که :

ای تنهای من
ای تنهای من در تنهایی من
ای وجود پاک
مرا از خود مران
و مگو از حدیث جدایی که من تاب دوری تو را ندارم
به خدای کعبه سوگند که دوستت دارم
به حجر الاسود که دست خدا در زمین است
دست از دامانت نخواهم کشید
به پاکی حرم سوگند که از تو پاکتر ندیدم
پس با من و برای من باش
جز این تمنایی ندارم .
hamed بازدید : 48 یکشنبه 23 مهر 1391 زمان : 17:22 نظرات ()

شاید فردا دیر باشد!

روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند . سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند .
بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از اتمام ،برگه های خود را به معلم تحویل داده ، کلاس را ترک کردند .
روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت ، وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت .
روز دوشنبه ، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد .
شادی خاصی کلاس را فرا گرفت .
معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید ” واقعا ؟ “
“من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! “
“من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند . “

hamed بازدید : 57 دوشنبه 10 مهر 1391 زمان : 22:37 نظرات ()

عشق بچه قورباغه و یک کرم

آنجا که درخت بید به آب می رسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند... ...و عاشق هم شدند. کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد، و بچه قورباغه، مروارید سیاه و درخشان کرم.. بچه قورباغه گفت: «من عاشق سرتا پای تو هستم» کرم گفت:« من هم عاشق سرتا پای تو هستم.قول بده که هیچ وقت تغییر نمی کنی..» بچه قورباغه گفت :«قول می دهم.» ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد. درست مثل هوا که تغییر می کند. دفعه ی بعد که آنها همدیگر را دیدند، بچه قورباغه دو تا پا درآورده بود. کرم گفت:«تو زیر قولت زدی» . بچه قورباغه التماس کرد:« من را ببخش دست خودم نبود...من این پا ها را نمی خواهم... ...من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.» کرم گفت:« من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را می خواهم. قول بده که دیگر تغییر نمیکنی.» بچه قورباغه گفت قول می دهم. ولی مثل عوض شدن فصل ها، دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند، بچه قورباغه هم تغییر کرده بود. دو تا دست درآورده بود. کرم گریه کرد :«این دفعه ی دوم است که زیر قولت زدی.» بچه قورباغه التماس کرد:«من را ببخش. دست خودم نبود. من این دست ها را نمی خواهم... من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.» کرم گفت:« و من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را... این دفعه ی آخر است که می بخشمت.» ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد. درست مثل دنیا که تغییر می کند. دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند، او دم نداشت. کرم گفت:«تو سه بار زیر قولت زدی و حالا هم دیگر دل من را شکستی.» بچه قورباغه گفت:« ولی تو رنگین کمان زیبای من هستی.» «آره، ولی تو دیگر مروارید سیاه ودرخشان من نیستی. خداحافظ.» کرم از شاخه ی بید بالا رفت و آنقدر به حال خودش گریه کرد تا خوابش برد. یک شب گرم و مهتابی، کرم از خواب بیدار شد.. آسمان عوض شده بود، درخت ها عوض شده بودند همه چیز عوض شده بود... اما علاقه ی او به بچه قورباغه تغییر نکرده بود.با این که بچه قورباغه زیر قولش زده بود، اما او تصمیم گرفت ببخشدش. بال هایش را خشک کرد. بال بال زد و پایین رفت تا بچه قورباغه را پیدا کند. آنجا که درخت بید به آب می رسد، یک قورباغه روی یک برگ گل سوسن نشسته بود. پروانه گفت:«بخشید شما مرواریدٍ...» ولی قبل ازینکه بتواند بگوید :«...سیاه و درخشانم را ندیدید؟» قورباغه جهید بالا و او را بلعید ، و درسته قورتش داد. و حالا قورباغه آنجا منتظر است... ...با شیفتگی به رنگین کمان زیبایش فکر می کند.... ...نمی داند که کجا رفته.
hamed بازدید : 177 سه شنبه 21 شهريور 1391 زمان : 15:45 نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
من نشاني از تو ندارم،اما نشاني‌ام را براي تو مي‌نويسم در عصرهاي انتظار، به حوالي بي كسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا كن، وارد كوچه پس كوچه‌هاي تنهايي شو! كلبه‌ي غريبي‌ام راپيدا كن، كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي‌‌ام، در كلبه را باز كن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش ‌را كنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي كويري كه غرق انتظار است، پشت ديوار دردهايم نشسته‌ام... "به اندازه تمام انتظارها بی‌قرارت هستم. $$_____________________________$$ $$_____________________________$$ $$_________$$$$$$$$$$__________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$_________$$$$$$$$$$__________$$ $$_____________________________$$ $$_____________________________$$ $$______$$$$$_______$$$$$______$$ $$____$$$$$$$$$___$$$$$$$$$____$$ $$___$$$$$$$$$$$_$$$$$$$$$$$___$$ $$___$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$___$$ $$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$____$$ $$______$$$$$$$$$$$$$$$$$______$$ $$________$$$$$$$$$$$$$________$$ $$__________$$$$$$$$$__________$$ $$___________$$$$$$$___________$$ $$____________$$$$$____________$$ $$_____________$$$_____________$$ $$______________$______________$$ $$_____________________________$$ $$_____________________________$$ $$___$$$$$$$$$_____$$$$$$$$$___$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$$_______$$$$$$_____$$ $$______$$$$$$_____$$$$$$______$$ $$________$$$$$$$$$$$$$________$$ $$__________$$$$$$$$$__________$$ $$_____________________________$$ $$_____________________________$$
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
  • 1392
  • 1391
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 115
  • کل نظرات : 31
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 36
  • آی پی امروز : 9
  • آی پی دیروز : 8
  • بازدید امروز : 33
  • باردید دیروز : 10
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 43
  • بازدید ماه : 231
  • بازدید سال : 2,177
  • بازدید کلی : 17,260
  • کدهای اختصاصی